اما اینجا هم که ما هستیم ماه رمضان پر از نور وشور وسرور است مردم زیباترین سفره ها را برای افطار می اندازندوزیباترین لباسهارا میپوشند در حقیقت این ماه در اینجا بیشتر شبیه یک جشن بزرگ است واین جشن با عید فطر تکمیل می شود اما غیر از مراسم افطار وسحر اینجا مراسم قشنگ دیگری هم هست بنام "قرقیعان".این مراسم چیزی شبیه قاشق زنی ایران قدیم در روز چهارشنبه سوری است .این مراسم شب ۱۵ ماه مبارک رمضان برگزار میشه وبچه ها با لباسهای زرزری وسنتی دست دوزی شده به در خانه ها میرن وانواع واقسام شیرینیها را هدیه می گیرن.در سطح شهر هم همه جا شادی وسرور وجشن است وتاپاسی از شب بچه ها در جشنهای مختلف در انواع بازارها شرکت می کنند
دوقلوهای کوچک من هم از این قضیه مستثنی نیستند .بچه ها همان روز با لباس مخصوص وبدون کیفهایشان به مدرسه می روند وباخودشان برای بقیه شیرینی می برند وظهر با کوهی از شکلات وشیرینی برمی گردند وتا یک هفته آنقدر میخورند که گاهی مثل پارسال آریا دل درد می گیرند.با این حال دلم نمی آید آنها رااز این شادی منع کنم .
امیدوارم ماه رمضان امسال هم برای مردم عزیز کشورم سرشار از خیر وبرکت ونور ورحمت الهی باشد وهمه به آرزوهای قشنگ زندگیشان برسندودر این ماه خودشان را در دریای بیکران الهی شستشو دهند تا پاک وپاکیزه شوند
می نالد وباز هم
سرود ماندن برلب دارد.
روزمرٌگی باعث میشود آدم حس خستگی مفرط بهش دست بده.یه جور حس خواب آلودگی که رخوتش تو تن آدم میمونه.وخوش بحال کسایی که از وقتاشون استفاده مفید میکنن.
دوقلوهای من از یکشنبه دارن میرن مدرسه.بچه ها اصلا عین خیالشون نیست.من هول دارم .وسیله مدرسه میخرم .کیف .لانچ بگ .مدادرنگی و.....
بچه ها فقط ذوق وسایلشون رو دارن وبه فکر درس نیستن.البته رفتن اونا به مدرسه باسن کم هم در این قضیه بی تاثیر نیست .بچه های من از ۵/۳ سال به مدرسه رفتن.هیچ وقت فکر نمیکردم حتی بتونن قلم دست بگیرن .استرس زیادی داشتم که میتونن از عهده اش بربیان یانه ؟اما خوشبختانه بانمرات خیلی خوب خوشحالم کردن وبااینکه درمدرسه انگلیسی درس میخونن تونستن از عهده خودشون بربیان .استقلال خیلی چیز خوبیه وخوبتر اینه که آدم بچه های مستقلی داشته باشه.ویه توصیه دیگه برای مادرایی که بچه های نازنازی دارن حتی اگه از سن کم هم بچه هاتون روآموزشهای مختلف بدین هیچ عیبی نداره بچه ها قابلیت اینو دارن که ۴ زبان رو همزمان یاد بگیرن وهیچ تداخلی هم ایجاد نمیشه وبچه موفقتر وباهوشتر هم میشه.
دوقلوهای من الان بیشتر از هرچی دل کوچیکشون برای دوستاشون ومعلمشون لک زده.هر کدوم یه صنایع دستی از ایران برای معلمشون هدیه آوردن ومنتظرن تا اونو ببینن .جالب اینکه معلم هاشون هم به درخواست خودم باهم فرق میکنه وهرکدوم کلاس جدا هستن وبعضی مواقع برای هم کری میخونن.وهرکدوم معلم خودشونو بهتر میبینن.خدا کنه همیشه رقابت باشه وهیچ وقت تبدیل به حسادت نشه.
درضمن برای همه اونایی که مدرسه میرن آرزوی موفقیت میکنم
مرزی برایم بگو
تاحد خواب وخاطره را
تعیین کند.
سرآغاز همه رویاها این است
ومن
به بکارت خوابهایم ایمان دارم
وتو
حضور بی قید وشرط تمام ترانه ها
ورویاها
درپلکهایم می شکنی
وهرشب
سکوتم راآنقدر تکرار می کنم
تا درپلکهایم بخوابی
مرزی بگو
سرآغاز این همه لبخند چیست؟
شب
مثل هرشب
باطعم بوسه
شاهدی خاموشم
ومنشوری از رویا
که هیچگاه تجزیه نمی شود.........................
دیشب رفتیم یه رستوران لبنانی که البته با موزیک وقهوه عربی باحالتر شده بود جای خواهرام ومامان وبابا حسابی خالی بود چون آخرین باری که اومده بودند اینجا همین رستوران رفته بودیم.البته اینجا دوستان تا حد زیادی به کمک هم میان وسعی می کنن جای خالی خانواده ها رو برای هم پر کنن ویه کمی از درد غربتو تسکین بدن .ما هم خوشبختانه از این دسته دوستای خوب داریم که سعی می کنیم همدیگه رو در هیچ موردی تنها نذاریم .دیشب هم با دو تا از همین دوستای خوب رفتیم بیرون .تا نیمه شب از خاطرات تابستونمون تعریف کرذیم واصلا گذشت زمان رو حس نکردیم.بعضی مواقع آدم احتیاج داره درمون کوچکی برای دلتنگیهای بزرگش پیدا کنه وخودش دوره نقاهتشو پشت سر بگذرونه .بهرحال زندگی میگذره وچه خوبه آدم کوله بارش همیشه پر وپیمون باشه .بهرحال جای همه اونایی که نبودند سبز بود.
یه مطلب دیگه فکر کنم ایران این سه روزه اعیاد شعبانیه تعطیل باشه .خوش به حال همگی .حسابی خوش بگذرونین وجای مارو هم خالی کنین .اینجا از این تعطیلیها نیست .
نیمه پرنور شعبان بر همگی مبارک .به امید آنکه فراق به زودی به ظهور حضرت قائم "عج" منجر شود
فردا دارم میروم .عمر این سفر هم مثل همه سفرها تمام شد.دلم حتی برای کوچه وخیابانها هم تنگ میشود.ریه هایم را ازبوی خوش هوای وطنم پر میکنم وتادیدار بعدی در فضاي سينه ذخيره اش ميكنم تابه من انرژي مثبت دهد.
اين تابستان هم گذشت
